لوستل› دفتر ۳› دا بیان چې د انسان نفس د هغه وژونکي په ځای دی چې د غوا ادعا یې کړې وه او هغه غوا د عقل وژونکې ده او داود حق دی، یا شیخ چې د حق نایب دی، چې په خپل ځواک او مرستې سره ظالم وژلی شي او بې له کسب او حساب څخه په روزي شتمن کیدلی شي› بيت ۲۵۲۶
M3:2526 — کشفِ این نه از عقل کارافزا شود / بندگی کن تا تورا پیدا شود
M3:2526
شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه
شرح
جلسهٔ 06 — [31:41:00] نیستان و حجاب معرفتی
آمدیم متکثر شدیم، فراوان شدیم. یعنی نه تنها هبوط کردیم، بلکه به کثرت هم مبتلا شدیم. وقتی که دوباره صعود میکنیم و از این هبوط و از این افت خارج میشیم، البته اینا هیچکدوم زمانی نیست، معرفتی و علمی و از طریق آگاهیست، دوباره به وحدت میرسیم، دوباره به وصال میرسیم. اون آگاهی هم از طریق علمآموزی نیست. این برای اینکه اون حجاب حیرت و اون سحاب احتجاب بدرد، از طریق ورزیدن است، یعنی عمل کردن و ورزش کردن و سلوک کردن تا اینکه بدرد و با این شعر مولانا ختم کنم. گفت:
جلسهٔ 09 — [00:29:59] رازهای عشق و وحدت در مثنوی
سخن از وحدت گفتن، سخن از یک راز گفتن است. این از اون رازهایی است که ما درکش نمیکنیم مگر اینکه وحدت رو تجربه کنیم. این این حرف اصلی مولاناست و من بر این نکته تأکید دارم که اساساً در مورد رازها درک ذهنی امکانپذیر نیست. درک تجربی و عملی است. همون که خود مولوی اشاره میکنه چند بار که:
در اینجا ورزیدن شرط است، عمل کردن شرط است، نه فقط به کار گرفتن قوه تعقل و تفکر. او رازها رو برای شما آشکار نمیکنه. شما باید تو این راز غوطهور بشید، اون رو از آن خودتون کنید و با او همجنس و همراز بشید تا اینکه اون رو درک کنید. یکی از اونها مسئله وحدت است.
به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.