لوستل› دفتر ۳› د عاشق لخوا ملامت کوونکو او ګواښ کوونکو ته ځواب ویل› بيت ۳۹۰۲
M3:3902 — حملهٔ دیگر بمیرم از بشر / تا بر آرم از ملایک پر و سر
M3:3902
شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه
شرح
جلسهٔ 33 — [00:37:06] خیال متصل و منفصل و مراتب هستی
بنابراین خیال رو هم به معنای خیال متصل و هم به خیال متصل میتوانیم بگیریم. مولوی تا مرتبه خیال رو مرتبه هستی میدونه. از خیال که میگذریم، میشه مرتبه نیستی. و این نیستی، نیستی نیست. یعنی نبودن صورت است، بیصورتیست. همون ابیات مشهوری که همهتون میدونید از جمادی مردم و نامی شدم، بعد که بالاتر میره، بعد میگه که:
ببینید ملائک همون عالم خیال منفصله، همون اقلیم هشتمه. میگه وقتی که من از جمادی مردم، نامی شدم، گیاه شدم، از گیاهی مردم، انسان شدم که جسم و روحم، حالا از بشریت هم میمیرم و از بشریت که میمیرم، چی میشم؟ ملک میشم. درسته؟ تا برآرم از ملائک بال. این ملائک متعلق به عالم خیال منفصلاند. به اصطلاح شهابالدین سهروردی. یعنی همون صیاصی معلقه.
به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.