لوستل› دفتر ۳› د مارگیر کیسه چې یخ شوی ښامار یې مړ وګڼه، په خپلو رسۍ کې یې وتړه او بغداد ته یې راوړ› بيت ۹۹۱
M3:991 — هر زدن بهر نوازش را بود / هر گِله از شُکر آگه میکند
M3:991
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
این بیت میگوید که در پس هر سختی و رنجی، لطفی نهفته است و هر گله و شکایتی، در حقیقت ارزشمندیِ نعمت و سپاسگزاری را به ما یادآوری میکند.
این بیت در میانهٔ مقدمهای فلسفی برای داستان مارگیر بیان میشود و اصل «تضاد» را به عنوان راهی برای شناخت توضیح میدهد. مولانا معتقد است که پدیدههای به ظاهر منفی و خشن در این عالم، در باطن خود خیری را پنهان کردهاند. همانطور که جنگها در نهایت به صلح میانجامند و خشمها به آشتی، هر «زدن» و تنبیهی نیز در اصل نوعی «نوازش» و توجه است. این نگاه خصوصاً به تربیت الهی اشاره دارد که در آن، سختیها و ابتلائات پروردگار، وسیلهای برای رشد و نزدیکی بنده به اوست.
در مصرع دوم، این ایده به حوزهٔ تجربهٔ انسانی کشیده میشود. «گله» و شکایت از نبودِ چیزی یا از وضعیتی نامطلوب، به طور خودکار اهمیت و شیرینیِ «شکر» و قدردانی را آشکار میسازد. تا زمانی که انسان نعمتی را از دست ندهد یا با سختی روبرو نشود، قدر آسایش و داشتههای خود را نمیداند. بنابراین، شکایت، خود آگاهیدهنده به مقام شکر است. این بیت دعوتی است برای دیدن وجه مثبت و پنهان در پدیدههای منفی و درک این نکته که اضداد، یکدیگر را آشکار و تعریف میکنند.
- بهر
- برای، به خاطرِ
- گِله
- شکایت، گلهگزاری
- آگه میکند
- آگاه میسازد، خبر میدهد
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.