دیوان شمس› غزل ۱۰۳۴ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G1034 · ۱۲ بيتونه
غزل شمارهٔ ۱۰۳۴
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G1034:1 مکن یار مکن یار مرو ای مه عیاررخ فرخ خود را مپوشان به یکی بار
- G1034:2 تو دریای الهی همه خلق چو ماهیچو خشک آوری ای دوست بمیرند به ناچار
- G1034:3 مگو با دل شیدا دگر وعده فرداکه بر چرخ رسیدست ز فردای تو زنهار
- G1034:4 چو در دست تو باشیم ندانیم سر از پایچو سرمست تو باشیم بیفتد سر و دستار
- G1034:5 عطاهای تو نقدست شکایت نتوان کردولیکن گله کردیم برای دل اغیار
- G1034:6 مرا عشق بپرسید که ای خواجه چه خواهیچه خواهد سر مخمور به غیر در خمار
- G1034:7 سراسر همه عیبیم بدیدی و خریدیزهی کاله پرعیب زهی لطف خریدار
- G1034:8 ملوکان همه زربخش تویی خسرو سربخشسر از گور برآورد ز تو مردهٔ پیرار
- G1034:9 ملالت نفزایید دلم را هوس دوستاگر ره زندم جان ز جان گردم بیزار
- G1034:10 چو ابر تو ببارید بروید سمن از ریگچو خورشید تو درتافت بروید گل و گلزار
- G1034:11 ز سودای خیال تو شدستیم خیالیکی داند چه شویم از تو چو باشد گه دیدار
- G1034:12 همه شیشه شکستیم کف پای بخستیمحریفان همه مستیم مزن جز ره هموار
ganjoor: sh1034 · public domain