دیوان شمس› غزل ۱۰۹۹ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G1099 · ۱۱ بيتونه
غزل شمارهٔ ۱۰۹۹
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G1099:1 ای نهاده بر سر زانو تو سروز درون جان جمله باخبر
- G1099:2 پیش چشمت سرکش روپوش نیستآفرینها بر صفای آن بصر
- G1099:3 بحر خونست ای صنم آن چشم نیستالحذر ای دل ز زخم آن نظر
- G1099:4 در مژه او گرچه دل را مژدههاستالحذر ای عاشقان از وی حذر
- G1099:5 او به زیر کاه آب خفتهستپا منه گستاخ ور نی رفت سر
- G1099:6 خفته شکلی اصل هر بیدادییتا ز خوابش تو نخسپی ای پسر
- G1099:7 پاره خواهم کرد من جامه ز توای برادر پارهای زین گرمتر
- G1099:8 سرکه آشامی و گویی شهد کودست تو در زهر و گویی کو شکر
- G1099:9 روح را عمریست صابون میزنییا تو را خود جان نبودست ای مگر
- G1099:10 تا به کی صیقل زنی آیینه راشرم بادت آخر از آیینه گر
- G1099:11 سوی بحر شمس تبریزی گریزتا برآرد ز آینه جانت گهر
ganjoor: sh1099 · public domain