دیوان شمس› غزل ۱۱۴۶ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G1146 · ۹ بيتونه
غزل شمارهٔ ۱۱۴۶
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G1146:1 مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقارکه دوش هیچ نخفتم ز تشنگی و خمار
- G1146:2 لبم که نام تو گوید به بادهاش خوش کنسرم خمار تو دارد به مستیش تو بخار
- G1146:3 بریز باده بر اجسامم و بر اعراضمچنانک هیچ نماند ز من رگی هشیار
- G1146:4 وگر خراب شوم من بود رگی باقیچو جغد هل که بگردد در این خراب دیار
- G1146:5 چو لاله زار کن این دشت را به باده لعلروا مدار که موقوف داریم به بهار
- G1146:6 ز توست این شجره و خرقهاش تو دادستیکه از شراب تو اشکوفه کردهاند اشجار
- G1146:7 مرا چو مست کنی زین شجر برآرم سربه خنده دل بنمایم به خلق همچو انار
- G1146:8 مرا چو وقف خرابات خویش کردستیتوام خراب کنی هم تو باشیم معمار
- G1146:9 بیار رطل گران تا خمش کنم پی آننه لایقست که باشد غلام تو مکثار
ganjoor: sh1146 · public domain