دیوان شمس› غزل ۱۲۴۱ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G1241 · ۱۸ بيتونه
غزل شمارهٔ ۱۲۴۱
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G1241:1 ما نعره به شب زنیم و خاموشتا درنرود درون هر گوش
- G1241:2 تا بو نبرد دماغ هر خامبر دیگ وفا نهیم سرپوش
- G1241:3 بخلی نبود ولی نشایداین شهره گلاب و خانه موش
- G1241:4 شب آمد و جوش خلق بنشستبرخیز کز آن ماست سرجوش
- G1241:5 امشب ز تو قدر یافت و عزتبر دوش ز کبر میزند دوش
- G1241:6 یک چند سماع گوش کردیمبردار سماع جان بیهوش
- G1241:7 ای تن دهنت پر از شکر شدپیشت گله نیست هیچ مخروش
- G1241:8 ای چنبر دف رسن گسستیبا چرخه و دلو و چاه کم کوش
- G1241:9 چون گشت شکار شیر جانیبیزار شد از شکار خرگوش
- G1241:10 خرگوش که صورتند بیجانگرمابه پر از نگار منقوش
- G1241:11 با نفس حدیث روح کم گویوز ناقه مرده شیر کم دوش
- G1241:12 از شر بگریز یار شب باشکاندر سر شب نهند شب پوش
- G1241:13 تا صبح وصال دررسیدندرکش شب تیره را در آغوش
- G1241:14 از یاد لقای یار بیخواباز خواب شدستمان فراموش
- G1241:15 شب چتر سیاه دان و با وینعره دهلست و بانک چاووش
- G1241:16 این فتنه به هر دمی فزونستامشب بترست عشق از دوش
- G1241:17 شب چیست نقاب روی مقصودکای رحمت و آفرین بر آن روش
- G1241:18 هین طبلک شب روان فروکوبزیرا که سوار شد سیاووش
ganjoor: sh1241 · public domain