دیوان شمس غزل ۱۲۴۶ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · G1246 · ۱۳ بيتونه

غزل شمارهٔ ۱۲۴۶

هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.

  1. G1246:1 دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویشبر کف ساقی بدیدم در صراحی جان خویش
  2. G1246:2 گفتمش ای جان جان ساقیان بهر خداپر کنی پیمانه‌ای و نشکنی پیمان خویش؟
  3. G1246:3 خوش بخندید و بگفت ای ذوالکرم خدمت کنمحرمتت دارم به حق و حرمت ایمان خویش
  4. G1246:4 ساغری آورد و بوسید و نهاد او بر کفمپرمی رخشنده همچون چهره رخشان خویش
  5. G1246:5 سجده کردم پیش او و درکشیدم جام راآتشی افکند در من می ز آتشدان خویش
  6. G1246:6 چون پیاپی کرد و بر من ریخت زان سان جام چندآن می چون زر سرخم برد اندر کان خویش
  7. G1246:7 از گل رخسار او سرسبز دیدم باغ خویشز ابروی چون سنبل او پخته دیدم نان خویش
  8. G1246:8 بخت و روزی هر کسی اندر خراباتی رویدمن کیم غمخوارگی را یافتم من آن خویش
  9. G1246:9 بولهب را دیدم آن جا دست می‌خایید سختبوهریره دست کرده در دل انبان خویش
  10. G1246:10 بولهب چون پشت بود و رو نبیند هیچ پشتبوهریره روی کرده در مه و کیوان خویش
  11. G1246:11 بولهب در فکر رفته حجت و برهان طلببوهریره حجت خویش است و هم برهان خویش
  12. G1246:12 نیست هر خم لایق می هین سر خم را ببندتا برآرد خم دیگر ساقی از خمدان خویش
  13. G1246:13 بس کنم تا میر مجلس بازگوید با شماداستان صد هزاران مجلس پنهان خویش

ganjoor: sh1246 · public domain