دیوان شمس› غزل ۱۳۱۱ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G1311 · ۹ بيتونه
غزل شمارهٔ ۱۳۱۱
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G1311:1 باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشقباز برآمد ز جان نعره و هیهای عشق
- G1311:2 باز برآورد عشق سر به مثال نهنگتا شکند زورق عقل به دریای عشق
- G1311:3 سینه گشادست فقر جانب دلهای پاکدر شکم طور بین سینه سینای عشق
- G1311:4 مرغ دل عاشقان باز پر نو گشادکز قفس سینه یافت عالم پهنای عشق
- G1311:5 هر نفس آید نثار بر سر یاران کاراز بر جانان که اوست جان و دل افزای عشق
- G1311:6 فتنه نشان عقل بود رفت و به یک سو نشستهر طرف اکنون ببین فتنه دروای عشق
- G1311:7 عقل بدید آتشی گفت که عشقست و نیعشق ببیند مگر دیده بینای عشق
- G1311:8 عشق ندای بلند کرد به آواز پستکای دل بالا بپر بنگر بالای عشق
- G1311:9 بنگر در شمس دین خسرو تبریزیانشادی جانهای پاک دیده دلهای عشق
ganjoor: sh1311 · public domain