دیوان شمس› غزل ۱۷۱۸ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G1718 · ۱۱ بيتونه
غزل شمارهٔ ۱۷۱۸
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G1718:1 ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیمبسته شکرخنده را تا که بگریانیم
- G1718:2 ترش نگردم از آنک از تو همه شکرمگریه نصیب تن است من گهر جانیم
- G1718:3 در دل آتش روم تازه و خندان شومهمچو زر سرخ از آنک جمله زر کانیم
- G1718:4 در دل آتش اگر غیر تو را بنگرمدار مرا سنگسار ز آنچ من ارزانیم
- G1718:5 هیچ نشینم به عیش هیچ نخیزم به پاجز تو که برداریم جز تو که بنشانیم
- G1718:6 این دل من صورتی گشت و به من بنگریدبوسه همیداد دل بر سر و پیشانیم
- G1718:7 گفتم ای دل بگو خیر بود حال چیستتو نه که نوری همه من نه که ظلمانیم
- G1718:8 ور تو منی من توام خیرگی از خود ز چیستمست بخندید و گفت دل که نمیدانیم
- G1718:9 رو مطلب تو محال نیست زبان را مجالسوره کهفم که تو خفته فروخوانیم
- G1718:10 زود برو درفتاد صورت من پیش دلگفت بگو راست ای صادق ربانیم
- G1718:11 گفت که این حیرت از منظر شمس حق استمفخر تبریزیان آنک در او فانیم
ganjoor: sh1718 · public domain