دیوان شمس› غزل ۱۷۵۹ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G1759 · ۱۲ بيتونه
غزل شمارهٔ ۱۷۵۹
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G1759:1 اه چه بیرنگ و بینشان که منمکی ببینم مرا چنان که منم
- G1759:2 گفتی اسرار در میان آورکو میان اندر این میان که منم
- G1759:3 کی شود این روان من ساکناین چنین ساکن روان که منم
- G1759:4 بحر من غرقه گشت هم در خویشبوالعجب بحر بیکران که منم
- G1759:5 این جهان و آن جهان مرا مطلبکاین دو گم شد در آن جهان که منم
- G1759:6 فارغ از سودم و زیان چو عدمطرفه بیسود و بیزیان که منم
- G1759:7 گفتم ای جان تو عین مایی گفتعین چه بود در این عیان که منم
- G1759:8 گفتم آنی بگفت های خموشدر زبان نامدهست آن که منم
- G1759:9 گفتم اندر زبان چو درنامداینت گویای بیزبان که منم
- G1759:10 میشدم در فنا چو مه بیپااینت بیپای پادوان که منم
- G1759:11 بانگ آمد چه میدوی بنگردر چنین ظاهر نهان که منم
- G1759:12 شمس تبریز را چو دیدم مننادره بحر و گنج و کان که منم
ganjoor: sh1759 · public domain