دیوان شمس› غزل ۱۸۸۳ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G1883 · ۷ بيتونه
غزل شمارهٔ ۱۸۸۳
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G1883:1 بی او نتوان رفتن بیاو نتوان گفتنبی او نتوان شستن بیاو نتوان خفتن
- G1883:2 ای حلقه زن این در در باز نتان کردنزیرا که تو هشیاری هر لحظه کشی گردن
- G1883:3 گردن ز طمع خیزد زر خواهد و خون ریزداو عاشق گل خوردن همچون زن آبستن
- G1883:4 کو عاشق شیرین خد زر بدهد و جان بدهدچون مرغ دل او پرد زین گنبد بیروزن
- G1883:5 این باید و آن باید از شرک خفی زایدآزاد بود بنده زین وسوسه چون سوسن
- G1883:6 آن باید کو آرد او جمله گهر باردیا رب که چهها دارد آن ساقی شیرین فن
- G1883:7 دو خواجه به یک خانه شد خانه چو ویرانهاو خواجه و من بنده پستی بود و روغن
ganjoor: sh1883 · public domain