دیوان شمس› غزل ۱۸۹۰ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G1890 · ۹ بيتونه
غزل شمارهٔ ۱۸۹۰
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G1890:1 با روی تو کفر است به معنی نگریدنیا باغ صفا را به یکی تره خریدن
- G1890:2 با پر تو مرغان ضمیر دل ما رادر جنت فردوس حرام است پریدن
- G1890:3 اندر فلک عشق هر آن مه که بتابدآن ابر تو است ای مه و فرض است دریدن
- G1890:4 دشتی که چراگاه شکاران تو باشدشیران بنیارند در آن دست چریدن
- G1890:5 هر عشق که از آتش حسن تو نخیزدآن عشق حرام است و صلای فسریدن
- G1890:6 در باطن من جان من از غیر تو ببریدمحسوس شنیدم من آواز بریدن
- G1890:7 در خواب شود غافل از این دولت بیداراز پوست چه شیره بودت در فشریدن
- G1890:8 رنجور شقاوت چو بیفتاد به یاسینلاحول بود چاره و انگشت گزیدن
- G1890:9 جز عشق خداوندی شمس الحق تبریزآن موی بصر باشد باید ستریدن
ganjoor: sh1890 · public domain