دیوان شمس› غزل ۱۹۷۹ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G1979 · ۱۱ بيتونه
غزل شمارهٔ ۱۹۷۹
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G1979:1 عاشقان را مژدهای از سرفراز راستینمژده مر دل را هزار از دلنواز راستین
- G1979:2 مژده مر کانهای زر را از برای خالصیشهست نقاد بصیر و هست گاز راستین
- G1979:3 مژده مر کسوه بقا را کز پی عمر ابدهستش از اقبال و دولتها طراز راستین
- G1979:4 فرخا زاغی که در زاغی نماند بعد از اینپیش شمس الدین درآید گشت باز راستین
- G1979:5 حبذا دستی که او بستم درازی کم کنددست در فتراک او زد شد دراز راستین
- G1979:6 شد دراز آن دست او تا بگذرید او را ختنتا گرفت از جیب معشوقی طراز راستین
- G1979:7 بعد از آن خوب طرازی چون شود همدست اودو به دو چون مست گشته گفته راز راستین
- G1979:8 چشم بگشاید ببیند از ورای وهم و روحآنک بر ترک طرازی کرد ناز راستین
- G1979:9 شاه تبریزی کریمی روح بخشی کاملیدر فرازی در وصال و ملک باز راستین
- G1979:10 ملک جانیها نه ملک فانیی جسمانییتا شود جانها ز ملکش چشم باز راستین
- G1979:11 مرحبا ای شاه جانها مرحبا ای فر و حسنملک بخش بندگان و کارساز راستین
ganjoor: sh1979 · public domain