دیوان شمس› غزل ۲۰۴۶ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G2046 · ۳۸ بيتونه
غزل شمارهٔ ۲۰۴۶
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G2046:1 مستی و عاشقی و جوانی و جنس اینآمد بهار خرم و گشتند همنشین
- G2046:2 صورت نداشتند مصور شدند خوشیعنی مخیلات مصورشده ببین
- G2046:3 دهلیز دیده است دل آنچ به دل رسیددر دیده اندرآید صورت شود یقین
- G2046:4 تبلی السرایر است و قیامت میان باغدلها همینمایند آن دلبران چین
- G2046:5 یعنی تو نیز دل بنما گر دلیت هستتا کی نهان بود دل تو در میان طین
- G2046:6 ایاک نعبد است زمستان دعای باغدر نوبهار گوید ایاک نستعین
- G2046:7 ایاک نعبد آنک به دریوزه آمدمبگشا در طرب مگذارم دگر حزین
- G2046:8 ایاک نستعین که ز پری میوههااشکسته میشوم نگهم دار ای معین
- G2046:9 هر لحظه لاله گوید با گل که ای عجبنرگس چه خیره مینگرد سوی یاسمین
- G2046:10 سوسن زبان برون کند افسوس میکندگوید سمن فسوس مکن بر کس ای لسین
- G2046:11 یکتا مزوری است بنفشه شده دوتانیلوفر است واقف تزویرش ای قرین
- G2046:12 سر چپ و راست میفکند سنبل از خماراریاح بر یسارش و ریحانش در یمین
- G2046:13 سبزه پیاده میدود اندر رکاب سروغنچه نهان همیکند از چشم بد جبین
- G2046:14 بید پیاده بر لب جو اندر آینهحیران که شاخ تر ز چه افشاند آستین
- G2046:15 اول فشاندنی است که تا جمع آوردوآنگه کند نثار درافشان واپسین
- G2046:16 در باغ مجلسی چو نهاد آفریدگارمرغان چو مطربان بسرایند آفرین
- G2046:17 آن میر مطربان که ورا نام بلبل استمست است و عاشق گل از آن است خوش حنین
- G2046:18 گوید به کبک فاخته کآخر کجا بدیتگوید بدان طرف که مکان نبود و مکین
- G2046:19 شاهین به باز گوید کاین صیدهای خوبکی صید کرد از عدم آورد بر زمین
- G2046:20 یک جوق گلرخان و دگر جوق نوخطانکاندر حجاب غیب کرامند و کاتبین
- G2046:21 ما چند صورتیم یزک وار آمدهنک میرسند لشکر خوبان از آن کمین
- G2046:22 یوسف رخان رسند ز کنعان آن جهانشیرین لبان رسند ز دریای انگبین
- G2046:23 نک نامهشان رسید به خرما و نیشکرو آن نار دانه دانه و بیهیچ دانه بین
- G2046:24 ای وادیی که سیب در او رنگ و بوی یافتمغز ترنج نیز معطر شد و ثمین
- G2046:25 انگور دیر آمد زیرا پیاده بوددیر آ و پخته آ که توی فتنه ای مهین
- G2046:26 ای آخرین سابق و ای ختم میوههاوی چنگ درزده تو به حبل الله متین
- G2046:27 شیرینیت عجایب و تلخیت خود مپرسچون عقل کز وی است شر و خیر و کفر و دین
- G2046:28 اندر بلا چو شکر و اندر رخا نباتتلخی بلای توست چو خار ترنگبین
- G2046:29 ای عارف معارف و ای واصل اصولای دست تو دراز و زمانه تو را رهین
- G2046:30 از دست توست خربزه در خانهای نهاندر نی دریچه نی که تو جانی و من جنین
- G2046:31 از تو کدو گریخت رسن بازیی گرفتآن نیم کوزه کی رهد از چشمه معین
- G2046:32 چون گوش تو نداشت ببستند گردنشگوشش اگر بدی بکشیدیش خوش طنین
- G2046:33 فی جیدها ببست خدا حبل من مسدزیرا نداشت گوش به پیغام مستبین
- G2046:34 گوشی که نشنود ز خدا گوش خر بوداز حق شنو تو هر نفسی دعوت مبین
- G2046:35 ای حلق تو ببسته تقاضای حلق و فرجبیگوش چون کدو تو رسن بسته بر وتین
- G2046:36 حلقه به گوش شه شو و حلق از رسن بخرمردم ز راه گوش شود فربه و سمین
- G2046:37 باقیش برنویسد آن شهریار لوحنقاش چین بگوید تو نقشها مچین
- G2046:38 نقاش چین بگفتم آن روح محض راآن خسرو یگانه تبریز شمس دین
ganjoor: sh2046 · public domain