دیوان شمس› غزل ۲۲۰۳ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G2203 · ۱۰ بيتونه
غزل شمارهٔ ۲۲۰۳
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G2203:1 جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کولایق این کفر نادر در جهان زنار کو
- G2203:2 هر زمان چون مست گردد از نسیم خمر جانتا در خمخانه میتازد ولیکن بار کو
- G2203:3 سوی بیگوشی سماع چنگ میآید ولیکچنگ جانان است آن را چوب یا اوتار کو
- G2203:4 چونک او بیتن شود پس خلعت جان آورندکاندر او دستان حایک یا که پود و تار کو
- G2203:5 کبر عاشق بوی کن کان خود به معنی خاکیی استدر چنان دریا تکبر یا که ننگ و عار کو
- G2203:6 چون مشامت برگشاید آیدت از غار عشقطرفه بویی پس دوی هر سو که آخر غار کو
- G2203:7 رنگ بیرنگی است از رخسار عاشق آن صفاآن وفا و آن صفا و لطف خوش رخسار کو
- G2203:8 آمدت مژده ز عمر سرمدی پس حمد کوکاندر آن عمرت غم امسال و یاد پار کو
- G2203:9 صحبت ابرار و هم اشرار کان جا زحمت استدر حریم سایه آن مهتر اخیار کو
- G2203:10 شمس حق و دین خداوند صفاهای ابددر شعاع آفتابش ذره هشیار کو
ganjoor: sh2203 · public domain