دیوان شمس غزل ۲۲۰۷ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · G2207 · ۲۸ بيتونه

غزل شمارهٔ ۲۲۰۷

هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.

  1. G2207:1 در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کودر کشوف مشکلاتش صاحب اعلام کو
  2. G2207:2 آهوی عرشی که او خود عاشق نافه خود استالتفات او به دانه طوف او بر دام کو
  3. G2207:3 گرچه هر روزی به هجران همچو سالی می‌بودچونک از هجران گذشتی لیل یا ایام کو
  4. G2207:4 جانور را زادنش از ماده و نر وز رحمدر ولادت‌های روحانی بگو ارحام کو
  5. G2207:5 ساقیا هشیار نتوان عشق را دریافتنبوی جامت بی‌قرارم کرد آخر جام کو
  6. G2207:6 هست احرامت در این حج جامه هستیت رااز سر سرت بکندن شرط این احرام کو
  7. G2207:7 چونک هستی را فکندی روح اندر روح بینجوق جوق و جمله فرد آن جایگه اجرام کو
  8. G2207:8 وین همه جان‌های تشنه بحر را چون یافتندمحو گشتند اندر آن جا جز یکی علام کو
  9. G2207:9 دور و نزدیک و ضیاع و شهر و اقلیم و سوادزین سوی بحر است از آن سو شهر یا اقلام کو
  10. G2207:10 آنچ این تن می‌نویسد بی‌قلم نبود یقینآنک جان بر خود نویسد حاجت اقلام کو
  11. G2207:11 هوش و عقل آدمیزادی ز سردی وی استچونک آن می گرم کردش عقل یا احلام کو
  12. G2207:12 اندر آن بی‌هوشی آری هوش دیگر لون هستهوش بیداری کجا و رأیت احلام کو
  13. G2207:13 مرغ تا اندر قفس باشد به حکم دیگری استچون قفس بشکست و شد بر وی از آن احکام کو
  14. G2207:14 با حضور عقل آثام است بر نفس از گنهبا حضور عقل عقل این نفس را آثام کو
  15. G2207:15 در مساس تن به تن محتاج حمام است مرددر مساس روح‌ها خود حاجت حمام کو
  16. G2207:16 گر شوی تو رام خود رامت شود جمله جهانگر تو رستم زاده‌ای این رخشت آخر رام کو
  17. G2207:17 گر تو ترک پخته گویی خام مسکر باشدتپس تو را در جام سر آثار و بوی خام کو
  18. G2207:18 چون بخوردی بی‌قدم بخرام در دریای غیبتو اگر مستی بیا مستانه‌ای بخرام کو
  19. G2207:19 فرض لازم شد عبادت عشق را آخر بگوفرض و ندب و واجب و تعلیم و استلزام کو
  20. G2207:20 عشقبازی‌های جان و آنگهی اکراه و زورعشق بربسته کجا و ای ولی اکرام کو
  21. G2207:21 رنج بر رخسار عاشق راحت اندر جان اورنج خود آوازه ای آن جا به جز انعام کو
  22. G2207:22 خدمتی از خوف خود انعام را باشد ولیکخدمتی از عشق را امثال کالانعام کو
  23. G2207:23 یک قدم راه است گر توفیق باشد دستگیرپس حدیث راه دور و رفتن اعوام کو
  24. G2207:24 لیک سایه آن صنم باید که بر تو اوفتدآن صنم کش مثل اندر جمله اصنام کو
  25. G2207:25 آن خداوند به حق شمس الحق و دین کفو اودر همه آبا و در اجداد و در اعمام کو
  26. G2207:26 درخور در یتیمش کی شود آن هفت بحرگر نظیرش هست در ارواح یا اجسام کو
  27. G2207:27 در رکاب اسپ عشقش از قبیل روحیانجز قباد و سنجر و کاووس یا بهرام کو
  28. G2207:28 دیده را از خاک تبریز ارمغان آراد بادز آنک جز آن خاک این خاکیش را آرام کو

ganjoor: sh2207 · public domain