دیوان شمس غزل ۲۳۹۷ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · G2397 · ۷ بيتونه

غزل شمارهٔ ۲۳۹۷

هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.

  1. G2397:1 ای گرد عاشقانت از رشک تخته بستهوی جمله عاشقانت از تخت و تخته رسته
  2. G2397:2 صد مطرقه کشیده در یک قدح بکردهصد زین قدح کشیده چون عاقلان نشسته
  3. G2397:3 یک ریسمان فکندی بردیم بر بلندیمن در هوا معلق و آن ریسمان گسسته
  4. G2397:4 از آهوان چشمت ای بس که شیر عشقتهم پوست بردریده هم استخوان شکسته
  5. G2397:5 دیدن به خواب در شب ماه تو را مبارکوز بامداد رویت دیدن زهی خجسته
  6. G2397:6 ای بنده کمینت گشته چو آبگینهبشکسته آبگینه صد دست و پا بخسته
  7. G2397:7 در حسن شمس تبریز دزدیده بنگریدمزه گفتم و ز غیرت تیر از کمان بجسته

ganjoor: sh2397 · public domain