دیوان شمس غزل ۲۴۳۶ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · G2436 · ۱۱ بيتونه

غزل شمارهٔ ۲۴۳۶

هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.

  1. G2436:1 ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنیتا بوک رو این سو کنی باشد که با ما خو کنی
  2. G2436:2 من گرد ره را کاستم آفاق را آراستموز جرم تو برخاستم باشد که با ما خو کنی
  3. G2436:3 من از عدم زادم تو را بر تخت بنهادم تو راآیینه‌ای دادم تو را باشد که با ما خو کنی
  4. G2436:4 ای گوهری از کان من وی طالب فرمان منآخر ببین احسان من باشد که با ما خو کنی
  5. G2436:5 شرب مرا پیمانه شو وز خویشتن بیگانه شوبا درد من همخانه شو باشد که با ما خو کنی
  6. G2436:6 ای شاه زاده داد کن خود را ز خود آزاد کنروز اجل را یاد کن باشد که با ما خو کنی
  7. G2436:7 مانند تیری از کمان بجهد ز تن سیمرغ جانآن را بیندیش ای فلان باشد که با ما خو کنی
  8. G2436:8 ای جمع کرده سیم و زر ای عاشق هر لب شکرباری بیا خوبی نگر باشد که با ما خو کنی
  9. G2436:9 تخم وفاها کاشتم نقشی عجب بنگاشتمبس پرده‌ها برداشتم باشد که با ما خو کنی
  10. G2436:10 استوثقوا ادیانکم و استغنموا اخوانکمو استعشقوا ایمانکم باشد که با ما خو کنی
  11. G2436:11 شه شمس تبریزی تو را گوید به پیش ما بیابگذر ز زرق و از ریا باشد که با ما خو کنی

ganjoor: sh2436 · public domain