دیوان شمس غزل ۲۴۵۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · G2452 · ۹ بيتونه

غزل شمارهٔ ۲۴۵۲

هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.

  1. G2452:1 ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدیگاهی ز غم مجنون شدی گاهی ز محنت خون شدی
  2. G2452:2 در عشق تو چون دم زدم صد فتنه شد اندر عدمای مطرب شیرین قدم می‌زن نوا تا صبحدم
  3. G2452:3 گفتم که شد هنگام می ما غرقه اندر وام مینی نی رها کن نام می مستان نگر بی‌جام می
  4. G2452:4 تو همچو آتش سرکشی من همچون خاکم مفرشیدر من زدی تو آتشی خوشی خوشی خوشی خوشی
  5. G2452:5 ای نیست بر هستی بزن بر عیش سرمستی بزندل بر دل مستی بزن دستی بزن دستی بزن
  6. G2452:6 گفتم مها در ما نگر در چشم چون دریا نگرآن جا مرو این جا نگر گفتا که خه سودا نگر
  7. G2452:7 ای بلبل از گلشن بگو زان سرو و زان سوسن بگوزان شاخ آبستن بگو پنهان مکن روشن بگو
  8. G2452:8 آخر همه صورت مبین بنگر به جان نازنینکز تابش روح الامین چون چرخ شد روی زمین
  9. G2452:9 هر نقش چون اسپر بود در دست صورتگر بودصورت یکی چادر بود در پرده آزر بود

ganjoor: sh2452 · public domain