دیوان شمس غزل ۲۴۹۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · G2492 · ۷ بيتونه

غزل شمارهٔ ۲۴۹۲

هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.

  1. G2492:1 هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلیدید غرض که فقر بد بانگ الست را بلی
  2. G2492:2 عالم خاک همچو تل فقر چو گنج زیر اوشادی کودکان بود بازی و لاغ بر تلی
  3. G2492:3 چشم هر آنک بسته شد تابش حرص خسته شدو آنک ز گنج رسته شد گشت گران و کاهلی
  4. G2492:4 گنج جمال همچو مه جانش بدیده گفته خهبر ره او هزار شه آه شگرف حاصلی
  5. G2492:5 وصف لبش بگفتمی چهره جان شکفتمیراه بیان برفتمی لیک کجاست واصلی
  6. G2492:6 جان بجهان و هم بجه سر بمکش سرک بنهگرچه درون هر دو ده نیست درون قابلی
  7. G2492:7 ای تبریز مشتهر بند به شمس دین کمرز آنک مبارک است سر بر کف پای کاملی

ganjoor: sh2492 · public domain