دیوان شمس غزل ۲۵۲۹ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · G2529 · ۹ بيتونه

غزل شمارهٔ ۲۵۲۹

هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.

  1. G2529:1 ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داریبه جانی کز وصالت زاد مهجوری روا داری
  2. G2529:2 گرفتم دانه تلخم نشاید کشت و خوردن راتو با آن لطف شیرین کار این شوری روا داری
  3. G2529:3 تو آن نوری که دوزخ را به آب خود بمیرانیمرا در دل چنین سوزی و محروری روا داری
  4. G2529:4 اگر در جنت وصلت چو آدم گندمی خوردممرا بی‌حله وصلت بدین عوری روا داری
  5. G2529:5 مرا در معرکه هجران میان خون و زخم جانمثال لشکر خوارزم با غوری روا داری
  6. G2529:6 مرا گفتی تو مغفوری قبول قبله نوریچنین تعذیب بعد از عفو و مغفوری روا داری
  7. G2529:7 مها چشمی که او روزی بدید آن چشم پرنورتبه زخم چشم بدخواهان در او کوری روا داری
  8. G2529:8 جهان عشق را اکنون سلیمان بن داوودیمعاذالله که آزار یکی موری روا داری
  9. G2529:9 تو آن شمسی که نور تو محیط نورها گشته‌ستسوی تبریز واگردی و مستوری روا داری

ganjoor: sh2529 · public domain