دیوان شمس› غزل ۲۶۰۰ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G2600 · ۱۱ بيتونه
غزل شمارهٔ ۲۶۰۰
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G2600:1 گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاریتشنیع زنان بودم بر عهد وفاداری
- G2600:2 غماز غمت گفتا در خانه بجوی آخرآن طره که دل دزدد ماننده طراری
- G2600:3 در سوخته جان زن از آهن و از سنگشدر پیه دو دیده خود بر آب بزن ناری
- G2600:4 بفروز چنین شمعی در خانه همیگردانباشد که نهان باشد او از پس دیواری
- G2600:5 اندر پس دیواری در سایه خورشیدشدر نیم شب هجران بگشود مرا کاری
- G2600:6 در خانه همیگشتم در دست چنین شمعیتا تیره شد این شمعم از تابش انواری
- G2600:7 گفتم که در این زندان چون یافتمت ای جاندر بینمکی چون ره بردم به نمکساری
- G2600:8 ای شوخ گریزنده وی شاه ستیزندهوی از تو جهان زنده چون یافتمت باری
- G2600:9 در حال نهانی شد پنهان چو معانی شدچون گوهر کانی شد غیرت شده ستاری
- G2600:10 من دست زنان بر سر چون حلقه شده بر دروین طعنه زنان بر من هم یافته بازاری
- G2600:11 از پرتو مخدومی شمس الحق تبریزیچون مه که ز خورشیدش شد تیره خجل واری
ganjoor: sh2600 · public domain