دیوان شمس› غزل ۲۶۷۵ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G2675 · ۱۲ بيتونه
غزل شمارهٔ ۲۶۷۵
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G2675:1 بیاموز از پیمبر کیمیاییکه هر چت حق دهد میده رضایی
- G2675:2 همان لحظه در جنت گشایدچو تو راضی شوی در ابتلایی
- G2675:3 رسول غم اگر آید بر توکنارش گیر همچون آشنایی
- G2675:4 جفایی کز بر معشوق آیدنثارش کن به شادی مرحبایی
- G2675:5 که تا آن غم برون آید ز چادرشکرباری لطیفی دلربایی
- G2675:6 به گوشه چادر غم دست درزنکه بس خوب است و کردهست او دغایی
- G2675:7 در این کو روسبی باره منم منکشیده چادر هر خوش لقایی
- G2675:8 همه پوشیده چادرهای مکروهکه پنداری که هست او اژدهایی
- G2675:9 من جان سیر اژدرها پرستمتو گر سیری ز جان بشنو صلایی
- G2675:10 نبیند غم مرا الا که خنداننخوانم درد را الا دوایی
- G2675:11 مبارکتر ز غم چیزی نباشدکه پاداشش ندارد منتهایی
- G2675:12 به نامردی نخواهی یافت چیزیخمش کردم که تا نجهد خطایی
ganjoor: sh2675 · public domain