دیوان شمس› غزل ۲۶۹۰ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G2690 · ۱۳ بيتونه
غزل شمارهٔ ۲۶۹۰
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G2690:1 چو عشق آمد که جان با من سپاریچرا زوتر نگویی کآری آری
- G2690:2 جهان سوزید ز آتشهای خوبانجمال عشق و روی عشق باری
- G2690:3 چو جان بیند جمال عشق گویدشدم از دست و دست از من نداری
- G2690:4 بدیدم عشق را چون برج نوریدرون برج نوری اه چه ناری
- G2690:5 چو اشترمرغ جانها گرد آن برجغذاشان آتشی بس خوشگواری
- G2690:6 ز دور استاده جانم در تماشابه پیش آمد مرا خوش شهسواری
- G2690:7 یکی رویی چو ماهی ماه سوزییکی مریخ چشمی پرخماری
- G2690:8 که جانها پیش روی او خیالیجهان در پای اسب او غباری
- G2690:9 همیرست از غبار نعل اسبشبیابان در بیابان خوش عذاری
- G2690:10 همیتازید عقلم اندک اندکهمیپرید از سر چون طیاری
- G2690:11 همین دانم دگر از من مپرسیدکه صد من نیست آن جا در شماری
- G2690:12 من آن آبم که ریگ عشق خوردشچه ریگی بلک بحر بیکناری
- G2690:13 چو لاله کفتهای در شهر تبریزشدم بر دست شمس الدین نگاری
ganjoor: sh2690 · public domain