دیوان شمس غزل ۳۰۷۴ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · G3074 · ۹ بيتونه

غزل شمارهٔ ۳۰۷۴

هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.

  1. G3074:1 مسلم آمد یار مرا دل افروزیچه عشق داد مرا فضل حق زهی روزی
  2. G3074:2 اگر سرم برود گو برو مرا سر اوسترهیدم از کله و از سر و کله دوزی
  3. G3074:3 دهان به گوش من آورد و گفت در گوشمیکی حدیث بیاموزمت بیاموزی
  4. G3074:4 چو آهوی ختنی خون تو شود همه مشکاگر دمی بچری تو ز ما به خوش پوزی
  5. G3074:5 چو جان جان شده‌ای ننگ جان و تن چه کشیچو کان زر شده‌ای حبه‌ای چه اندوزی
  6. G3074:6 به سوی مجلس خوبان بکش حریفان رابه خضر و چشمه حیوان بکن قلاوزی
  7. G3074:7 شراب لعل رسیده‌ست نیست انگوریشکر نثار شد و نیست این شکر خوزی
  8. G3074:8 هوا و حرص یکی آتشیست تو بازیبپر گزاف پر و بال را چه می‌سوزی
  9. G3074:9 خمش که خلق ندانند بانگ را ز صداتوی که دانی پیروزه را ز پیروزی

ganjoor: sh3074 · public domain