دیوان شمس› غزل ۳۱۵ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G315 · ۹ بيتونه
غزل شمارهٔ ۳۱۵
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G315:1 چشمها وا نمیشود از خوابچشم بگشا و جمع را دریاب
- G315:2 بنگر آخر که بیقرار شدستچشم در چشم خانه چون سیماب
- G315:3 گشت شب دیر و خلق افتادندچون ستاره میانه مهتاب
- G315:4 هم سیاهی و هم سپیدی چشماز می خواب هر دو گشت خراب
- G315:5 جمله اندیشهها چو برگ بریختگرد بنشست بر همه اسباب
- G315:6 عقل شد گوشهای و میگویدعقل اگر آن تست هین دریاب
- G315:7 بنگی شب نگر که چون دادستجمله خلق را از این بنگاب
- G315:8 چشم در عین و غین افتادستکار بگذشت از سؤال و جواب
- G315:9 آن سواران تیزاندیشههمه ماندند چون خران به خلاب
ganjoor: sh315 · public domain