دیوان شمس› غزل ۴۱۴ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G414 · ۸ بيتونه
غزل شمارهٔ ۴۱۴
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G414:1 روز و شب خدمت تو بیسر و بیپا چه خوشستدر شکرخانه تو مرغ شکرخا چه خوشست
- G414:2 بر سر غنچه بسته که نهان میخنددسایه سرو خوش نادره بالا چه خوشست
- G414:3 زاغ اگر عاشق سرگین خر آمد گو باشبلبلان را به چمن با گل رعنا چه خوشست
- G414:4 بانگ سرنای چه گر مونس غمگینانستاز دم روح نفخنا دل سرنا چه خوشست
- G414:5 گرچه شب بازرهد خلق ز اندیشه به خوابدر رخ شمس ضحی دیده بینا چه خوشست
- G414:6 بت پرستانه تو را پای فرورفت به گلتو چه دانی که بر این گنبد مینا چه خوشست
- G414:7 چون تجلی بود از رحمت حق موسی رازان شکرریز لقا سینه سینا چه خوشست
- G414:8 که صدا دارد و در کان زر صامت هم هستگه خمش بودن و گه گفت مواسا چه خوشست
ganjoor: sh414 · public domain