دیوان شمس› غزل ۴۵۰ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G450 · ۱۶ بيتونه
غزل شمارهٔ ۴۵۰
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G450:1 از بامداد روی تو دیدن حیات ماستامروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست
- G450:2 امروز در جمال تو خود لطف دیگرستامروز هر چه عاشق شیدا کند سزاست
- G450:3 امروز آن کسی که مرا دی بداد پندچون روی تو بدید ز من عذرها بخواست
- G450:4 صد چشم وام خواهم تا در تو بنگرماین وام از کی خواهم و آن چشم خود که راست
- G450:5 در پیش بود دولت امروز لاجرممیجست و میطپید دل بنده روزهاست
- G450:6 از عشق شرم دارم اگر گویمش بشرمیترسم از خدای که گویم که این خداست
- G450:7 ابروم میجهید و دل بنده میطپیداین مینمود رو که چنین بخت در قفاست
- G450:8 رقاصتر درخت در این باغها منمزیرا درخت بختم و اندر سرم صباست
- G450:9 چون باشد آن درخت که برگش تو دادهایچون باشد آن غریب که همسایه هماست
- G450:10 در ظل آفتاب تو چرخی همیزنیمکوری آنک گوید ظل از شجر جداست
- G450:11 جان نعره میزند که زهی عشق آتشینکاب حیات دارد با تو نشست و خاست
- G450:12 چون بگذرد خیال تو در کوی سینههاپای برهنه دل به در آید که جان کجاست
- G450:13 روی زمین چو نور بگیرد ز ماه توگویی هزار زهره و خورشید بر سماست
- G450:14 در روزن دلم نظری کن چو آفتابتا آسمان نگوید کان ماه بیوفاست
- G450:15 قدم کمان شد از غم و دادم نشان کژبا عشق همچو تیرم اینک نشان راست
- G450:16 در دل خیال خطه تبریز نقش بستکان خانه اجابت و دل خانه دعاست
ganjoor: sh450 · public domain