دیوان شمس› غزل ۴۶ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G46 · ۱۳ بيتونه
غزل شمارهٔ ۴۶
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G46:1 دی بنواخت یار من بنده غم رسیده راداد ز خویش چاشنی جان ستم چشیده را
- G46:2 هوش فزود هوش را حلقه نمود گوش راجوش نمود نوش را نور فزود دیده را
- G46:3 گفت که ای نزار من خسته و ترسگار منمن نفروشم از کرم بنده خودخریده را
- G46:4 بین که چه داد میکند بین چه گشاد میکندیوسف یاد میکند عاشق کف بریده را
- G46:5 داشت مرا چو جان خود رفت ز من گمان بدبر کتفم نهاد او خلعت نورسیده را
- G46:6 عاجز و بیکسم مبین اشک چو اطلسم مبیندر تن من کشیده بین اطلس زرکشیده را
- G46:7 هر که بود در این طلب بس عجبست و بوالعجبصد طربست در طرب جان ز خود رهیده را
- G46:8 چاشنی جنون او خوشتر یا فسون اوچونک نهفته لب گزد خسته غم گزیده را
- G46:9 وعده دهد به یار خود گل دهد از کنار خودپر کند از خمار خود دیده خون چکیده را
- G46:10 کحل نظر در او نهد دست کرم بر او زندسینه بسوزد از حسد این فلک خمیده را
- G46:11 جام می الست خود خویش دهد به مست خودطبل زند به دست خود باز دل پریده را
- G46:12 بهر خدای را خمش خوی سکوت را مکشچون که عصیده میرسد کوته کن قصیده را
- G46:13 مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلندر مگشا و کم نما گلشن نورسیده را
ganjoor: sh46 · public domain