دیوان شمس› غزل ۴۶۸ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G468 · ۹ بيتونه
غزل شمارهٔ ۴۶۸
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G468:1 با وی از ایمان و کفر باخبری کافریستآنک از او آگهست از همه عالم بریست
- G468:2 آه که چه بیبهرهاند باخبران زانک هستچهره او آفتاب طره او عنبریست
- G468:3 آه از آن موسیی کانک بدیدش دمیگشته رمیده ز خلق بر مثل سامریست
- G468:4 بر عدد ریگ هست در هوسش کوه طوربر عدد اختران ماه ورا مشتریست
- G468:5 چشم خلایق از او بسته شد از چشم بندزانک مسلم شده چشم ورا ساحریست
- G468:6 اوست یکی کیمیا کز تبش فعل اوزرگر عشق ورا بر رخ من زرگریست
- G468:7 پای در آتش بنه همچو خلیل ای پسرکآتش از لطف او روضه نیلوفریست
- G468:8 چون رخ گلزار او هست چراگاه روحروح از آن لاله زار آه که چون پروریست
- G468:9 مفخر جان شمس دین عقل به تبریز یافتآن گهری را که بحر در نظرش سرسریست
ganjoor: sh468 · public domain