دیوان شمس› غزل ۵۷۹ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G579 · ۹ بيتونه
غزل شمارهٔ ۵۷۹
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G579:1 دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمدمگر آن مطرب جانها ز پرده در سرود آمد
- G579:2 سراندازان و جانبازان دگرباره بشوریدندوجود اندر فنا رفت و فنا اندر وجود آمد
- G579:3 دگرباره جهان پر شد ز بانگ صور اسرافیلامین غیب پیدا شد که جان را زاد و بود آمد
- G579:4 ببین اجزای خاکی را که جان تازه پذرفتندهمه خاکیش پاکی شد زیانها جمله سود آمد
- G579:5 ندارد رنگ آن عالم ولیک از تابه دیدهچو نور از جان رنگ آمیز این سرخ و کبود آمد
- G579:6 نصیب تن از این رنگست نصیب جان از این لذتازیرا ز آتش مطبخ نصیب دیگ دود آمد
- G579:7 بسوز ای دل که تا خامی نیاید بوی دل از توکجا دیدی که بیآتش کسی را بوی عود آمد
- G579:8 همیشه بوی با عودست نه رفت از عود و نه آمدیکی گوید که دیر آمد یکی گوید که زود آمد
- G579:9 ز صف نگریخت شاهنشه ولی خود و زره پردهستحجاب روی چون ماهش ز زخم خلق خود آمد
ganjoor: sh579 · public domain