دیوان شمس› غزل ۵۸۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G582 · ۸ بيتونه
غزل شمارهٔ ۵۸۲
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G582:1 اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیندبه جای مفرش و بالی همه مشت و لگد بیند
- G582:2 ازیرا خواب کژ بیند که آیینه خیالست اوکه معلومست تعبیرش اگر او نیک و بد بیند
- G582:3 خصوصا اندر این مجلس که امشب در نمیگنجددو چشم عقل پایان بین که صدساله رصد بیند
- G582:4 شب قدرست وصل او شب قبرست هجر اوشب قبر از شب قدرش کرامات و مدد بیند
- G582:5 خنک جانی که بر بامش همی چوبک زند امشبشود همچون سحر خندان عطای بیعدد بیند
- G582:6 برو ای خواب خاری زن تو اندر چشم نامحرمکه حیفست آن که بیگانه در این شب قد و خد بیند
- G582:7 شرابش ده بخوابانش برون بر از گلستانشکه تا در گردن او فردا ز غم حبل مسد بیند
- G582:8 ببردی روز در گفتن چو آمد شب خمش باریکه هرک از گفت خامش شد عوض گفت ابد بیند
ganjoor: sh582 · public domain