دیوان شمس غزل ۶۰ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · G60 · ۸ بيتونه

غزل شمارهٔ ۶۰

هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.

  1. G60:1 ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا راچنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را
  2. G60:2 منم ای برق رام تو برای صید و دام توگهی بر رکن بام تو گهی بگرفته صحرا را
  3. G60:3 چه داند دام بیچاره فریب مرغ آوارهچه داند یوسف مصری غم و درد زلیخا را
  4. G60:4 گریبان گیر و این جا کش کسی را که تو خواهی خوشکه من دامم تو صیادی چه پنهان صنعتی یارا
  5. G60:5 چو شهر لوط ویرانم چو چشم لوط حیرانمسبب خواهم که واپرسم ندارم زهره و یارا
  6. G60:6 اگر عطار عاشق بد سنایی شاه و فایق بدنه اینم من نه آنم من که گم کردم سر و پا را
  7. G60:7 یکی آهم کز این آهم بسوزد دشت و خرگاهمیکی گوشم که من وقفم شهنشاه شکرخا را
  8. G60:8 خمش کن در خموشی جان کشد چون کهربا آن راکه جانش مستعد باشد کشاکش‌های بالا را

ganjoor: sh60 · public domain