دیوان شمس› غزل ۶۲۹ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G629 · ۱۰ بيتونه
غزل شمارهٔ ۶۲۹
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G629:1 عاشق چو منی باید میسوزد و میسازدور نی مثل کودک تا کعب همیبازد
- G629:2 مهرو چو تویی باید ای ماه غلام توتا بر همه مه رویان میچربد و مینازد
- G629:3 عاشق چو منی باید کز مستی و بیخویشیبا خلق نپیوندد با خویش نپردازد
- G629:4 فارس چو تویی باید ای شاه سوار منکز وهم و گمان زان سو میراند و میتازد
- G629:5 عشق آب حیات آمد برهاندت از مردنای شاه که او خود را در عشق دراندازد
- G629:6 چون شاخ زرست این جان میکش به خودش میدانچندان که کشش بیند سوی تو همییازد
- G629:7 باری دل و جان من مستست در آن معدنهر روز چو نوعشقان فرهنگ نو آغازد
- G629:8 چون چنگ شوی از غم خم داده وانگه اودر بر کشدت شیرین بیواسطه بنوازد
- G629:9 آن آهوی مفتونش چون تازه شود خونشآن شیر بدان آهو در میمنه بگرازد
- G629:10 شمس الحق تبریزی بر شمس فلک روزیباشد که طراز نو شعشاع تو بطرازد
ganjoor: sh629 · public domain