دیوان شمس غزل ۶۴۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · G642 · ۱۵ بيتونه

غزل شمارهٔ ۶۴۲

هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.

  1. G642:1 در خانه نشسته بت عیار که داردمعشوقِ قمرروی شکربار که دارد
  2. G642:2 بی زحمت دیده، رخ خورشید که بیندبی پرده، عیان، طاقت دیدار که دارد
  3. G642:3 گفتی به خرابات، دگر کار ندارمخود کار تو داری‌و دگر کار که دارد
  4. G642:4 رندان صبوحی همه مخمور خمارندای زهره کلید در خمّار که دارد
  5. G642:5 ما طوطی غیبیم، شکرخواره و عاشقآن کان شکرهای به قنطار که دارد
  6. G642:6 یک غمزه دیدار، بِه از دامن دیناردیدار چو باشد غم دینار که دارد
  7. G642:7 جان‌ها چو از آن شیر، ره صید بدیدنداکنون چو سگان میل به مُردار که دارد
  8. G642:8 چون عین عیانست ز اقرار که لافداقرار چو کاسد شود انکار که دارد
  9. G642:9 ای در رخ تو زلزله‌ی روز قیامتدر جنت حُسن تو غم نار که دارد
  10. G642:10 با غمزه‌ی غمّازه‌ی آن یار وفاداراندیشه‌ی این عالم غدّار که دارد
  11. G642:11 گفتی که ز احوال عزیزان خبری دهبا مخبَر خوبت سر اخبار که دارد
  12. G642:12 ای مطرب خوش لهجه شیرین دم عارفیاری ده و برگو که چنین یار که دارد
  13. G642:13 بازار بتان از تو خرابست و کسادستبازار چه باشد دل بازار که دارد
  14. G642:14 امروز ز سودای تو کس را سرِ سر نیستدستار که دارد سر دستار که دارد
  15. G642:15 شمس الحق تبریز چو نقد آمد و پیدااز پار که گوید غم پیرار که دارد

ganjoor: sh642 · public domain