دیوان شمس› غزل ۷۵۱ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G751 · ۱۰ بيتونه
غزل شمارهٔ ۷۵۱
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G751:1 هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشدگر بخواهم ور نخواهم او مرا اندرکشد
- G751:2 همچو پره و قفل من چون جفت گردم با کسیهمچو مرغ کشته آن دم پرم از من برکشد
- G751:3 کفر و دین عاشقانش هم رقوم عشق اوستحاش لله کان رقم بر طایفه دیگر کشد
- G751:4 چون گشاید باگشادم چون ببندد بستهامگوی میدان خود کی باشد تا ز چوگان سر کشد
- G751:5 همچو ابراهیم گاهم جانب آتش بردهمچو احمد گاهم از آتش سوی کوثر کشد
- G751:6 گویی آتش خوشتر آید مر تو را یا کوثرشخوشترم آنست کان سلطان مرا خوشتر کشد
- G751:7 آب و آتش خوشتر آمد رنج و راحت داد اوستزین سببها ساخت تا بر دیدهها چادر کشد
- G751:8 دوست را دشمن نماید آب را آتش کندمؤمنی را ناگهان در حلقه کافر کشد
- G751:9 سرخوشان و سرکشان را عشق او بند و گشاستسرکشان را موکشان آن عشق در چنبر کشد
- G751:10 بر حذر باید بدن گرچه حذر هم داد اوستآن حذر او داد کز بهر بچه مادر کشد
ganjoor: sh751 · public domain