دیوان شمس› غزل ۸۹۵ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G895 · ۱۱ بيتونه
غزل شمارهٔ ۸۹۵
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G895:1 وسوسه تن گذشت غلغله جان رسیدمور فروشد به گور چتر سلیمان رسید
- G895:2 این فلک آتشی چند کند سرکشینوح به کشتی نشست جوشش طوفان رسید
- G895:3 چند مخنث نژاد دعوی مردی کندرستم خنجر کشید سام و نریمان رسید
- G895:4 جادوکانی ز فن چند عصا و رسنمار کنند از فریب موسی و ثعبان رسید
- G895:5 درد به پستی نشست صاف ز دردی برستگردن گرگان شکست یوسف کنعان رسید
- G895:6 صبح دروغین گذشت صبح سعادت رسیدجان شد و جان بقا از بر جانان رسید
- G895:7 محنت ایوب را فاقه یعقوب راچاره دیگر نبود رحمت رحمان رسید
- G895:8 دزد کی باشد چو رفت شحنه ایمان به شهرشحنه کی باشد بگو چون شه و سلطان رسید
- G895:9 صدق نگر بینفاق وصل نگر بیفراقطاق طرنبین و طاق طاق شوم کان رسید
- G895:10 مفتعلن فاعلات جان مرا کرد ماتجان خداخوان بمرد جان خدادان رسید
- G895:11 میوه دل میپزید روح از او میمزیدباد کرم بروزید حرف پریشان رسید
ganjoor: sh895 · public domain