لوستل› دفتر ۳› برخه ۱۹ → مخکنۍ · راتلونکې ←
بخش ۱۹ - افتادن شغال در خُم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالان
په رنګین خُم کې د شغالي لوېدل او رنګین کېدل، او د شغالي په منځ کې د طاوس دعوه کول
- M3:721 آن شغالی رفت اندر خُمّ رنگاندر آن خُم کرد یک ساعت درنگ
- M3:722 پس بر آمد پوستش رنگین شدهکه منم طاووس علیین شده
- M3:723 پشم رنگین رونق خوش یافتهآفتاب آن رنگها بر تافته
- M3:724 دید خود را سبز و سرخ و فُور و زردخویشتن را بر شغالان عرضه کرد
- M3:725 جمله گفتند ای شغالک حال چیست؟که تو را در سر نشاطی ملتویست
- M3:726 از نشاط از ما کرانه کردهایاین تکبر از کجا آوردهای؟
- M3:727 یک شغالی پیش او شد کای فلانشید کردی یا شدی از خوشدلان؟
- M3:728 شید کردی تا به منبر برجهیتا ز لاف این خلق را حسرت دهی
- M3:729 بس بکوشیدی ندیدی گرمییپس ز شید آوردهای بیشرمیی
- M3:730 گرمی، آنِ اولیا و انبیاستباز بیشرمی پناه هر دغاست
- M3:731 که التفات خلق سوی خود کشندکه خوشیم و از درون بس ناخوشند