لوستل› دفتر ۳› برخه ۴۶ → مخکنۍ · راتلونکې ←
بخش ۴۶ - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خود
د مړه جادوګر لخوا خپلو زامنو ته ځواب ویل
- M3:1183 گفتشان در خواب کای اولاد مننیست ممکن ظاهر این را دم زدن
- M3:1184 فاش و مطلق گفتنم دستور نیستلیک راز از پیش چشمم دور نیست
- M3:1185 لیک بنمایم نشانی با شماتا شود پیدا شما را این خفا
- M3:1186 نور چشمانم چو آنجا گه رویداز مقام خفتنش آگه شوید
- M3:1187 آن زمان که خفته باشد آن حکیمآن عصا را قصد کن بگذار بیم
- M3:1188 گر بدزدی و توانی ساحرستچارهٔ ساحر بَرِ تو حاضرست
- M3:1189 ور نتانی هان و هان آن ایزدیستاو رسول ذوالجلال و مهتدیست
- M3:1190 گر جهان فرعون گیرد شرق و غربسرنگون آید خدا آنگاه حرب
- M3:1191 این نشان راست دادم جان باببر نویس الله اعلم بالصواب
- M3:1192 جان بابا چون بخسپد ساحریسحر و مکرش را نباشد رهبری
- M3:1193 چونک چوپان خفت گرگ آمن شودچونک خفت آن جهد او ساکن شود
- M3:1194 لیک حیوانی که چوپانش خداستگرگ را آنجا امید و ره کجاست
- M3:1195 جادوی که حق کند حقست و راستجادوی خواندن مر آن حق را خطاست
- M3:1196 جان بابا این نشان قاطعستگر بمیرد نیز حقش رافعست