لوستل› دفتر ۵› برخه ۳۶ → مخکنۍ · راتلونکې ←
بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیهالسلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید
د خلیل علیه السلام لخوا د زاغ وژلو صفت چې دا اشارت کوم بد صفت ته و چې په مرید کې مهلک و
- M5:764 این سخن را نیست پایان و فراغای خلیل حق چرا کشتی تو زاغ
- M5:765 بهر فرمان حکمت فرمان چه بوداندکی ز اسرار آن باید نمود
- M5:766 کاغ کاغ و نعرهٔ زاغ سیاهدایما باشد به دنیا عمرخواه ❋
- M5:767 همچو ابلیس از خدای پاک فردتا قیامت عمر تن درخواست کرد
- M5:768 گفت انظرنی الی یوم الجزاکاشکی گفتی که تبنا ربنا
- M5:769 عمر بی توبه همه جان کندنستمرگ حاضر غایب از حق بودنست
- M5:770 عمر و مرگ این هر دو با حق خوش بودبیخدا آب حیات آتش بود
- M5:771 آن هم از تاثیر لعنت بود کودر چنان حضرت همیشد عمرجو
- M5:772 از خدا غیر خدا را خواستنظن افزونیست و کلی کاستن
- M5:773 خاصه عمری غرق در بیگانگیدر حضور شیر روبهشانگی
- M5:774 عمر بیشم ده که تا پستر روممهلم افزون کن که تا کمتر شوم
- M5:775 تا که لعنت را نشانه او بودبد کسی باشد که لعنتجو بود
- M5:776 عمر خوش در قرب جان پروردنستعمر زاغ از بهر سرگین خوردنست
- M5:777 عمر بیشم ده که تا گه میخورمدایم اینم ده که بس بدگوهرم
- M5:778 گرنه گه خوارست آن گندهدهانگویدی کز خوی زاغم وا رهان