لوستل دفتر ۵ برخه ۶ → مخکنۍ · راتلونکې ←

بخش ۶ - نواختن مصطفی علیه‌السلام آن عرب مهمان را و تسکین دادن او را از اضطراب و گریه و نوحه کی بر خود می‌کرد در خجالت و ندامت و آتش نومیدی

د مصطفی علیه السلام لخوا د هغه عربي میلمه نازول او د شرم، پښېمانۍ او ناامیدۍ له اور څخه د هغه اضطراب او ژړا او ماتم آرامه کول

  1. M5:167 این سخن پایان ندارد آن عربماند از الطاف آن شه در عجب
  2. M5:168 خواست دیوانه شدن عقلش رمیددست عقل مصطفی بازش کشید
  3. M5:169 گفت این سو آ بیامد آنچنانکه کسی برخیزد از خواب گران
  4. M5:170 گفت این سو آ مکن هین با خود آکه ازین سو هست با تو کارها
  5. M5:171 آب بر رو زد در آمد در سخنکای شهید حق شهادت عرضه کن
  6. M5:172 تا گواهی بدهم و بیرون شومسیرم از هستی در آن هامون شوم
  7. M5:173 ما درین دهلیز قاضی قضابهر دعوی الستیم و بلی
  8. M5:174 که بلی گفتیم و آن را ز امتحانفعل و قول ما شهودست و بیان
  9. M5:175 از چه در دهلیز قاضی تن زدیمنه که ما بهر گواهی آمدیم
  10. M5:176 چند در دهلیز قاضی ای گواهحبس باشی ده شهادت از پگاه
  11. M5:177 زان بخواندندت بدین‌جا تا که توآن گواهی بدهی و ناری عتو
  12. M5:178 از لجاج خویشتن بنشسته‌ایاندرین تنگی کف و لب بسته‌ای
  13. M5:179 تا بندهی آن گواهی ای شهیدتو ازین دهلیز کی خواهی رهید
  14. M5:180 یک زمان کارست بگزار و بتازکار کوته را مکن بر خود دراز
  15. M5:181 خواه در صد سال خواهی یک زماناین امانت واگزار و وا رهان