Divan-e Shams› Gazel 1440 ← anterior · seguinte →
Divan-e Shams · G1440 · 11 versos
غزل شمارهٔ ۱۴۴۰
Abra qualquer dístico para a sua própria página — tradução, comentário, palavras difíceis.
- G1440:1 بنه ای سبز خنگ من فراز آسمانها سمکه بنشست آن مه زیبا چو صد تنگ شکر پیشم
- G1440:2 روان شد سوی ما کوثر پر از شیر و پر از شکربدران مشک سقا را بزن سنگی و بشکن خم
- G1440:3 یکی آهوی جان پرور برآمد از بیابانیکه شیر نر ز بیم او زند بر ریگ سوزان دم
- G1440:4 همه مستیم ای خواجه به روز عید می مانددهل مست و دهلزن مست و بیخود می زند لم لم
- G1440:5 درآمد عقل در میدان سر انگشت در دندانکه با سرمست و با حیران چه گفتم من که الهاکم
- G1440:6 یکی عاقل میان ما به دارو هم نمییابددر این زنجیر مجنونان چه مجنون می شود مردم
- G1440:7 به نزد من یکی ساغر به از صد خانه پرزربریزم بر تن لاغر از آن باده یکی قمقم
- G1440:8 میان روزه داران خوش شراب عید در می کشنه آن مستی که شب آیی ز ترس خلق چون کزدم
- G1440:9 بخور بیرطل و بیکوزه میی کو بشکند روزهنه ز انگورست و نی شیره نی از طزغو نی از گندم
- G1440:10 شرابی نی که درریزی سحر مخمور برخیزیدروغین است آن باده از آن افتاده کوته دم
- G1440:11 دهان بربند و محرم شو به کعبه خامشان می روپیاپی اندر این مستی نی اشتر جو و نی جم جم
ganjoor: sh1440 · public domain