Divan-e Shams Gazel 1986 ← anterior · seguinte →

Divan-e Shams · G1986 · 13 versos

غزل شمارهٔ ۱۹۸۶

Abra qualquer dístico para a sua própria página — tradução, comentário, palavras difíceis.

  1. G1986:1 صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کننفسی خراب خود را به نظر عمارتی کن
  2. G1986:2 دل و جان شهید عشقت به درون گور قالبسوی گور این شهیدان بگذر زیارتی کن
  3. G1986:3 تو چو یوسفی رسیده همه مصر کف بریدهبنما جمال و بستان دل و جان تجارتی کن
  4. G1986:4 و اگر قدم فشردی به جفا و نذر کردیبشکن تو نذر خود را چه شود کفارتی کن
  5. G1986:5 تو مگو کز این نثارم ز شما چه سود دارمتو ز سود بی‌نیازی بده و خسارتی کن
  6. G1986:6 رخ همچو زعفران را چو گل و چو لاله گردانسه چهار قطره خون را دل بابشارتی کن
  7. G1986:7 چو غلام توست دولت نکشد ز امر تو سربه میان ما و دولت ملکا سفارتی کن
  8. G1986:8 چو به پیش کوه حلمت گنهان چو کاه آمدبه گناه چون که ما نظر حقارتی کن
  9. G1986:9 تن ما دو قطره خون بد که نظیف و آدمی شدصفت پلید را هم صفت طهارتی کن
  10. G1986:10 ز جهان روح جان‌ها چو اسیر آب و گل شدتو ز دار حرب گلشان برهان و غارتی کن
  11. G1986:11 چو ز حرف توبه کردم تو برای طالبان راجز حرف پرمعانی علم و امارتی کن
  12. G1986:12 ز برای گرم کردن بود این دم چو آتشجز دم تو تابشی را سبب حرارتی کن
  13. G1986:13 تو که شاه شمس دینی تبریز نازنین رابه ظهور نیر خود وطن بصارتی کن

ganjoor: sh1986 · public domain