Divan-e Shams› Gazel 2330 ← anterior · seguinte →
Divan-e Shams · G2330 · 9 versos
غزل شمارهٔ ۲۳۳۰
Abra qualquer dístico para a sua própria página — tradução, comentário, palavras difíceis.
- G2330:1 آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربهای بارخدا بر ما نرمش کن و رحمش ده
- G2330:2 روزی که نریزد خون رنجیش بدید آمدجز از جگر عاشق آن رنج نگردد به
- G2330:3 تیر نظرت دیدم جان گفت زهی دولتپرم چو کمان پرم من از کشش آن زه
- G2330:4 من خاک دژم بودم در کتم عدم بودمآمد به سر گورم عشقت که هلا برجه
- G2330:5 از بانگ تو برجستم در عهد تو بنشستمما را تو تعاهد کن سالار توی در ده
- G2330:6 بیخود بنشین پیشم بیخود کن و بیخویشمتا هیچ نیندیشم نی از که نی از مه
- G2330:7 بر نطع پیادستم من اسپ نمیخواهممن مات توام ای شه رخ بر رخ من برنه
- G2330:8 ای یوسف عیسی دم با زر غم و بیزر غمپیش آر تو جام جم والله که توی سرده
- G2330:9 زان می که از او سینه صافی است چو آیینهپیش آر و مده وعده بر شنبه و پنجشنبه
ganjoor: sh2330 · public domain