Divan-e Shams Gazel 771 ← anterior · seguinte →

Divan-e Shams · G771 · 9 versos

غزل شمارهٔ ۷۷۱

Abra qualquer dístico para a sua própria página — tradução, comentário, palavras difíceis.

  1. G771:1 هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نمانددلتان به چرخ پَرَّد، چو بدن گران نماند
  2. G771:2 دل و جان به آب حکمت، ز غبارها بشوییدهله تا دو چشم حسرت، سوی خاک‌دان نماند
  3. G771:3 نه که هر چه در جهان است، نه که عشق جانِ آن استجُزِ عشق هر چه بینی، همه جاودان نماند
  4. G771:4 عدم تو هم‌چو مشرق، اجل تو هم‌چو مغربسوی آسمان دیگر، که به آسمان نماند
  5. G771:5 ره آسمان درون است، پَر عشق را بجنبانپَر عشق چون قَوی شد، غم نردبان نماند
  6. G771:6 تو مبین جهان ز بیرون، که جهان درونِ دیده‌ستچو دو دیده را ببستی، ز جهان، جهان نماند
  7. G771:7 دل تو مثال بام است و حواس ناودان‌هاتو ز بام آب می‌خور، که چو ناودان نماند
  8. G771:8 تو ز لوح دل فروخوان، به تمامی این غزل رامنگر تو در زبانم، که لب و زبان نماند
  9. G771:9 تن آدمی کمان و نفس و سخن چو تیرشچو برفت تیر و ترکش، عمل کمان نماند

ganjoor: sh771 · public domain