دفتر ۱  ·  14 beyts

بخش ۱۰۱ - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M1:2053 گفت پیغامبر ز سرمای بهار تن مپوشانید یاران زینهار
  2. M1:2054 زانک با جان شما آن می‌کند کان بهاران با درختان می‌کند
  3. M1:2055 لیک بگریزید از سرد خزان کان کند کو کرد با باغ و رزان
  4. M1:2056 راویان این را به ظاهر برده‌اند هم بر آن صورت قناعت کرده‌اند
  5. M1:2057 بی‌خبر بودند از جان آن گروه کوه را دیده ندیده کان به کوه
  6. M1:2058 آن خزان نزد خدا نفس و هواست عقل و جان عین بهار است و بقاست
  7. M1:2059 مر ترا عقلیست جزوی در نهان کامل‌العقلی بجو اندر جهان
  8. M1:2060 جزو تو از کل او کلی شود عقل کل بر نفس چون غُلّی شود
  9. M1:2061 پس به تأویل این بود کانفاس پاک چون بهار است و حیات برگ و تاک
  10. M1:2062 از حدیث اولیا نرم و درشت تن مپوشان زانک دینت راست پشت
  11. M1:2063 گرم گوید سرد گوید خوش بگیر تا ز گرم و سرد بجهی وز سعیر
  12. M1:2064 گرم و سردش نوبهار زندگیست مایهٔ صدق و یقین و بندگیست
  13. M1:2065 زان کزو بستان جان‌ها زنده است زین جواهر بحر دل آگنده است
  14. M1:2066 بر دل عاقل هزاران غم بود گر ز باغ دل خلالی کم شود

↓ download .txt ↓ JSON