Daftar 1 · 4013 beyts · 172 sections
دفتر اول
Book I
- 001 بخش ۱ - سرآغاز
- 002 بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او
- 003 بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را
- 004 بخش ۴ - از خداوند ولیّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بیادبی
- 005 بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند
- 006 بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند
- 007 بخش ۷ - خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک
- 008 بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه
- 009 بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر
- 010 بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد
- 011 بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان
- 012 بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را میکشت از بهر تعصب
- 013 بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را
- 014 بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری
- 015 بخش ۱۵ - قبول کردن نصاری مکر وزیر را
- 016 بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را
- 017 بخش ۱۷ - قصهٔ دیدن خلیفه لیلی را
- 018 بخش ۱۸ - بیان حسد وزیر
- 019 بخش ۱۹ - فهم کردن حاذقان نصاری مکر وزیر را
- 020 بخش ۲۰ - پیغام شاه پنهان با وزیر
- 021 بخش ۲۱ - بیان دوازده سبط از نصاری
- 022 بخش ۲۲ - تخلیط وزیر در احکام انجیل
- 023 بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه
- 024 بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر
- 025 بخش ۲۵ - مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم
- 026 بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را
- 027 بخش ۲۷ - مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن
- 028 بخش ۲۸ - جواب گفتن وزیر کی خلوت را نمیشکنم
- 029 بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیر
- 030 بخش ۳۰ - نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوت
- 031 بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا
- 032 بخش ۳۲ - کشتن وزیر خویشتن را در خلوت
- 033 بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیهالسلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست
- 034 بخش ۳۴ - منازعت امرا در ولی عهدی
- 035 بخش ۳۵ - تعظیم نعت مصطفی صلی الله علیه و سلم کی مذکور بود در انجیل
- 036 بخش ۳۶ - حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمود
- 037 بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست
- 038 بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش
- 039 بخش ۳۹ - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلیالله علیه و سلّم بتَسخر خواند
- 040 بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود
- 041 بخش ۴۱ - طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول ناکردن نصیحت خاصان خویش
- 042 بخش ۴۲ - بیان توکّل و ترک جهد گفتن نخچیران به شیر
- 043 بخش ۴۳ - جواب گفتن شیر نخچیران را و فایدهٔ جهد گفتن
- 044 بخش ۴۴ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر جهد و اکتساب
- 045 بخش ۴۵ - ترجیح نهادن شیر جهد و اکتساب را بر توکّل و تسلیم
- 046 بخش ۴۶ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر اجتهاد
- 047 بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل
- 048 بخش ۴۸ - باز ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهد
- 049 بخش ۴۹ - نگریستن عزراییل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایدهٔ جهد
- 050 بخش ۵۰ - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن
- 051 بخش ۵۱ - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل
- 052 بخش ۵۲ - انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیر
- 053 بخش ۵۳ - جواب گفتن خرگوش ایشان را
- 054 بخش ۵۴ - اعتراض نخچیران بر سخن خرگوش
- 055 بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران را
- 056 بخش ۵۶ - ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستن
- 057 بخش ۵۷ - باز طلبیدن نخچیران از خرگوش سر اندیشهٔ او را
- 058 بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را
- 059 بخش ۵۹ - قصهٔ مکر خرگوش
- 060 بخش ۶۰ - زیافت تأویل رکیک مگس
- 061 بخش ۶۱ - تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش
- 062 بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوش
- 063 بخش ۶۳ - رسیدن خرگوش به شیر
- 064 بخش ۶۴ - عذر گفتن خرگوش
- 065 بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او
- 066 بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود
- 067 بخش ۶۷ - طعنهٔ زاغ در دعوی هدهد
- 068 بخش ۶۸ - جواب گفتن هدهد طعنهٔ زاغ را
- 069 بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیهالسلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل
- 070 بخش ۷۰ - پا واپس کشیدن خرگوش از شیر چون نزدیک چاه رسید
- 071 بخش ۷۱ - پرسیدن شیر از سبب پای واپس کشیدن خرگوش
- 072 بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را
- 073 بخش ۷۳ - مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد
- 074 بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را
- 075 بخش ۷۵ - پند دادن خرگوش نخچیران را کی بدین شاد مشوید
- 076 بخش ۷۶ - تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الیالجهاد الاکبر
- 077 بخش ۷۷ - آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضیالله عنه
- 078 بخش ۷۸ - یافتن رسول روم امیرالمؤمنین عمر را رضیالله عنه خفته به زیر درخت
- 079 بخش ۷۹ - سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه
- 080 بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیهالسلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی
- 081 بخش ۸۱ - تفسیر و هو معکم اینما کنتم
- 082 بخش ۸۲ - سؤال کردن رسول روم از عمر رضیالله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم
- 083 بخش ۸۳ - در معنی آنک من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف
- 084 بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت
- 085 بخش ۸۵ - صفت اجنحهٔ طیور عقول الهی
- 086 بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی
- 087 بخش ۸۷ - تفسیر قول فریدالدین عطار قدس الله روحه تو صاحب نفسی ای غافل میان خاک خون میخور که صاحبدل اگر زهری خورد آن انگبین باشد
- 088 بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیهالسلام کی چه میفرمایی اول تو اندازی عصا
- 089 بخش ۸۹ - باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان
- 090 بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی
- 091 بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیهالسلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن
- 092 بخش ۹۲ - رجوع به حکایت خواجهٔ تاجر
- 093 بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده
- 094 بخش ۹۴ - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن
- 095 بخش ۹۵ - مضرت تعظیم خلق و انگشتنمای شدن
- 096 بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان
- 097 بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بینوایی چنگ زد میان گورستان
- 098 بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها
- 099 بخش ۹۹ - قصهٔ سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلیالله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامههای تو چون تر نیست
- 100 بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکیم سنائی رضی الله عنه «آسمانهاست در ولایتِ جان، کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست، کوههای بلند و دریاهاست»
- 101 بخش ۱۰۱ - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره
- 102 بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضیالله عنها از مصطفی صلیالله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود
- 103 بخش ۱۰۳ - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن
- 104 بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است
- 105 بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمیبینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح
- 106 بخش ۱۰۶ - اظهار معجزهٔ پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت او
- 107 بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز داد
- 108 بخش ۱۰۸ - گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست به مقام استغراق
- 109 بخش ۱۰۹ - تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی میکنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هوا
- 110 بخش ۱۱۰ - قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت
- 111 بخش ۱۱۱ - قصهٔ اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشی
- 112 بخش ۱۱۲ - مغرور شدن مریدان محتاج به مدعیان مزور و ایشان را شیخ و محتشم و واصل پنداشتن و نقل را از نقد فرق نادانستن و بر بسته را از بر رسته
- 113 بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر
- 114 بخش ۱۱۴ - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن
- 115 بخش ۱۱۵ - نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخنها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معاملهٔ خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشد
- 116 بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بینوایی خویشتن
- 117 بخش ۱۱۷ - در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبرهٔ وجود خود بیند تابهٔ کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابهها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابههای دیگر او راستگوتر باشد و امام باشد
- 118 بخش ۱۱۸ - مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفتهٔ خویش
- 119 بخش ۱۱۹ - در بیان این خبر کی انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهل
- 120 بخش ۱۲۰ - تسلیم کردن مرد خود را به آنچ التماس زن بود از طلب معیشت و آن اعتراضِ زن را اشارات حق دانستن. به نزد عقلِ هر داننده ای هست، که با گردنده گرداننده ای هست
- 121 بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیتاند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند
- 122 بخش ۱۲۲ - سبب حرمان اشقیا از دو جهان کی خسر الدنیا و الآخرة
- 123 بخش ۱۲۳ - حقیر و بیخصم دیدن دیدههای حس صالح و ناقهٔ صالح علیهالسلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا
- 124 بخش ۱۲۴ - در معنی آنک مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان
- 125 بخش ۱۲۵ - در معنی آنک آنچ ولی کند مرید را نشاید گستاخی کردن و همان فعل کردن کی حلوا طبیب را زیان ندارد اما بیماران را زیان دارد و سرما و برف انگور را زیان ندارد اما غوره را زیان دارد کی در راهست کی لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر
- 126 بخش ۱۲۶ - مخلص ماجرای عرب و جفت او
- 127 بخش ۱۲۷ - دل نهادن عرب بر التماس دلبر خویش و سوگند خوردن کی درین تسلیم مرا حیلتی و امتحانی نیست
- 128 بخش ۱۲۸ - تعیین کردن زن طریق طلب روزی کدخدای خود را و قبول کردن او
- 129 بخش ۱۲۹ - هدیه بردن عرب سبوی آب باران از میان بادیه سوی بغداد به امیرالمؤمنین بر پنداشت آنک آنجا هم قحط آبست
- 130 بخش ۱۳۰ - در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب
- 131 بخش ۱۳۱ - در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم، کرمِ کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست
- 132 بخش ۱۳۲ - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست
- 133 بخش ۱۳۳ - پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیهٔ او را
- 134 بخش ۱۳۴ - در بیان آنک عاشق دنیا بر مثال عاشق دیواریست کی بر او تاب آفتاب زند و جهد و جهاد نکرد تا فهم کند کی آن تاب و رونق از دیوار نیست از قرص آفتابست در آسمان چهارم لاجرم کلی دل بر دیوار نهاد چون پرتو آفتاب به آفتاب پیوست او محروم ماند ابدا و حیل بینهم و بین ما یشتهون
- 135 بخش ۱۳۵ - مثل عرب اذا زنیت فازن بالحرة و اذا سرقت فاسرق الدرة
- 136 بخش ۱۳۶ - سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه
- 137 بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان
- 138 بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بینیازی از آن هدیه و از آن سبو
- 139 بخش ۱۳۹ - در صفت پیر و مطاوعت وی
- 140 بخش ۱۴۰ - وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق، تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیشقدمتر باشی
- 141 بخش ۱۴۱ - کبودی زدن قزوینی بر شانهگاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن
- 142 بخش ۱۴۲ - رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار
- 143 بخش ۱۴۳ - امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما
- 144 بخش ۱۴۴ - قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمیگشایم هیچ کس را از یاران نمیشناسم کی او من باشد برو
- 145 بخش ۱۴۵ - ادب کردن شیر گرگ را کی در قسمت بیادبی کرده بود
- 146 بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیهالسلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای میپیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان
- 147 بخش ۱۴۷ - نشاندن پادشاه، صوفیانِ عارف را پیش روی خویش تا چشمشان بدیشان روشن شود
- 148 بخش ۱۴۸ - آمدن مهمان پیش یوسف علیهالسلام و تقاضا کردن یوسف علیهالسلام ازو تحفه و ارمغان
- 149 بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیهالسلام کی آینهای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی
- 150 بخش ۱۵۰ - مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم
- 151 بخش ۱۵۱ - دعا کردن بلعم با عور کی موسی و قومش را از این شهر کی حصار دادهاند بی مراد باز گردان و مستجاب شدن دعای او
- 152 بخش ۱۵۲ - اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش و امیری اهل دنیا خواستن و در فتنه افتادن
- 153 بخش ۱۵۳ - باقی قصهٔ هاروت و ماروت و نکال و عقوبت ایشان هم در دنیا بچاه بابل
- 154 بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش
- 155 بخش ۱۵۵ - اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود
- 156 بخش ۱۵۶ - در بیان آنک حال خود و مستی خود پنهان باید داشت از جاهلان
- 157 بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری
- 158 بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت ممنا یا رسول الله
- 159 بخش ۱۵۹ - متهم کردن غلامان و خواجهتاشان مر لقمان را کی آن میوههای ترونده را که میآوردیم او خورده است
- 160 بخش ۱۶۰ - بقیهٔ قصه زید در جواب رسول صلی الله علیه و سلم
- 161 بخش ۱۶۱ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم مر زید را کی این سر را فاشتر ازین مگو و متابعت نگهدار
- 162 بخش ۱۶۲ - رجوع به حکایت زید
- 163 بخش ۱۶۳ - آتش افتادن در شهر به ایام عمر رضی الله عنه
- 164 بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست
- 165 بخش ۱۶۵ - سؤال کردن آن کافر از علی کرم الله وجهه کی بر چون منی مظفر شدی شمشیر از دست چون انداختی
- 166 بخش ۱۶۶ - جواب گفتن امیر المؤمنین کی سبب افکندن شمشیر از دست چه بوده است در آن حالت
- 167 بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم
- 168 بخش ۱۶۸ - تعجب کردن آدم علیهالسلام از ضلالت ابلیس لعین و عجب آوردن
- 169 بخش ۱۶۹ - بازگشتن به حکایت علی کرم الله وجهه و مسامحت کردن او با خونی خویش
- 170 بخش ۱۷۰ - افتادن رکابدار هر باری پیش امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه کی ای امیر المؤمنین مرا بکش و ازین قضا برهان
- 171 بخش ۱۷۱ - بیان آنک فتح طلبیدن مصطفی صلی الله علیه و سلم مکه را و غیر مکه را جهت دوستی ملک دنیا نبود چون فرموده است الدنیا جیفة بلک بامر بود
- 172 بخش ۱۷۲ - گفتن امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه با قرین خود کی چون خدو انداختی در روی من نفس من جنبید و اخلاص عمل نماند مانع کشتن تو آن شد
❋