دفتر ۲ · 18 beyts
بخش ۱۱۰ - جستن آن درخت کی هر که میوهٔ آن درخت خورد نمیرد
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:3650 گفت دانایی برای داستان که درختی هست در هندوستان
- M2:3651 هر کسی کز میوهٔ او خورد و بُرد نی شود او پیر نی هرگز بمرد
- M2:3652 پادشاهی این شنید از صادقی بر درخت و میوهاش شد عاشقی
- M2:3653 قاصدی دانا ز دیوان ادب سوی هندوستان روان کرد از طلب
- M2:3654 سالها میگشت آن قاصد ازو گرد هندوستان برای جست و جو
- M2:3655 شهر شهر از بهر این مطلوب گشت نی جزیره ماند و نی کوه و نی دشت
- M2:3656 هر که را پرسید کردش ریشخند کین کی جوید جز مگر مجنونِ بَند
- M2:3657 بس کسان صفعش زدند اندر مزاح بس کسان گفتند ای صاحبفلاح
- M2:3658 جست و جوی چون تو زیرک سینهصاف کی تهی باشد کجا باشد گزاف
- M2:3659 وین مراعاتش یکی صفع دگر وین ز صفع آشکارا سختتر
- M2:3660 میستودندش به تسخر کای بزرگ در فلان اقلیمِ بس هول و سترگ
- M2:3661 در فلان بیشه درختی هست سبز بس بلند و پهن و هر شاخیش گبز
- M2:3662 قاصد شه بسته در جستن کمر میشنید از هر کسی نوعی خبر
- M2:3663 بس سیاحت کرد آنجا سالها میفرستادش شهنشه مالها
- M2:3664 چون بسی دید اندر آن غربت تعب عاجز آمد آخر الامر از طلب
- M2:3665 هیچ از مقصود اثر پیدا نشد زان غرض غیر خبر پیدا نشد
- M2:3666 رشتهٔ اومید او بگسسته شد جستهٔ او عاقبت ناجسته شد
- M2:3667 کرد عزم بازگشتن سوی شاه اشک میبارید و میبُرید راه
❋