دفتر ۲ · 29 beyts
بخش ۱۶ - تعریف کردن منادیان قاضی مفلس را گرد شهر
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M2:587 بود شخصی مفلسی بی خان و مان مانده در زندان و بند بی امان
- M2:588 لقمهٔ زندانیان خوردی گزاف بر دل خلق از طمع چون کوه قاف
- M2:589 زهره نه کس را که لقمهٔ نان خورد زانک آن لقمهربا گاوش برد
- M2:590 هر که دور از دعوت رحمان بود او گداچشمست اگر سلطان بود
- M2:591 مر مروت را نهاده زیر پا گشته زندان دوزخی زان نانربا
- M2:592 گر گریزی بر امید راحتی زان طرف هم پیشت آید آفتی
- M2:593 هیچ کنجی بی دد و بی دام نیست جز بخلوتگاه حق آرام نیست
- M2:594 کنج زندان جهان ناگزیر نیست بی پامزد و بی دق الحصیر
- M2:595 والله ار سوراخ موشی در روی مبتلای گربه چنگالی شوی
- M2:596 آدمی را فربهی هست از خیال گر خیالاتش بود صاحبجمال
- M2:597 ور خیالاتش نماید ناخوشی میگدازد همچو موم از آتشی
- M2:598 در میان مار و کزدم گر ترا با خیالات خوشان دارد خدا
- M2:599 مار و کزدم مر ترا مونس بود کان خیالت کیمیای مس بود
- M2:600 صبر شیرین از خیال خوش شدست کان خیالات فرج پیش آمدست
- M2:601 آن فرج آید ز ایمان در ضمیر ضعف ایمان ناامیدی و زحیر
- M2:602 صبر از ایمان بیابد سر کله حیث لا صبر فلا ایمان له
- M2:603 گفت پیغامبر خداش ایمان نداد هر که را صبری نباشد در نهاد
- M2:604 آن یکی در چشم تو باشد چو مار هم وی اندر چشم آن دیگر نگار
- M2:605 زانک در چشمت خیال کفر اوست وان خیال مؤمنی در چشم دوست
- M2:606 کاندرین یک شخص هر دو فعل هست گاه ماهی باشد او و گاه شست
- M2:607 نیم او مؤمن بود نیمیش گبر نیم او حرصآوری نیمیش صبر
- M2:608 گفت یزدانت فمنکم مؤمن باز منکم کافر گبر کهن
- M2:609 همچو گاوی نیمهٔ چپش سیاه نیمهٔ دیگر سپید همچو ماه
- M2:610 هر که این نیمه ببیند رد کند هر که آن نیمه ببیند کد کند
- M2:611 یوسف اندر چشم اخوان چون ستور هم وی اندر چشم یعقوبی چو حور
- M2:612 از خیال بد مرورا زشت دید چشم فرع و چشم اصلی ناپدید
- M2:613 چشم ظاهر سایهٔ آن چشم دان هرچه آن بیند بگردد این بدان
- M2:614 تو مکانی اصل تو در لامکان این دکان بر بند و بگشا آن دکان
- M2:615 شش جهت مگریز زیرا در جهات ششدرهست و ششدره ماتست مات
❋